RECENT POEM OF BOROUJERDشعر معاصر بروجرد: 12/01/2005 - 01/01/2006

RECENT POEM OF BOROUJERDشعر معاصر بروجرد

Tuesday, December 27, 2005

mery cristmas


مژده مسيح

يه غريبه، يه زن تنهاي تنها
تو بيابون به درخت خشك خرما
تكيه داده زير لب زمزمه داره
كه منم پاكترين پاك خدايا

دلش از درد زمونه پرخونه
درد امونش رو بريده نيمه جونه
ميكرد‎ اون خيال فراموش شده از ياد
كه خدا چشمه آبي رو فرستاد

يه صدايي، يه صداي آشنايي
مثه وحيه، مثه نور و روشنايي
تو رگاش زمزمه ميكرد‎
كه تو شايسته ترين پيش خدايي

يه فرشته از خداي خوب و آگاه
مژده آورد كه مسيح ميرسه از راه ‎
مايه رحمت و خير بيحسابه‎
صاحب شريعت و دين و كتابه

دل مريم بيقراره نگرونه
نگرونه حرف سرد ديگرونه
دوباره ندا اومد سكوت مريم
كه مسيح جواب مردم رو ميدونه


حميد رحماني