RECENT POEM OF BOROUJERDشعر معاصر بروجرد: avesta's poem

RECENT POEM OF BOROUJERDشعر معاصر بروجرد

Tuesday, February 22, 2005

avesta's poem



وفا نکردی و کردم،جفا نديدی و ديدم

شکستی و نشکستم،بريدی و نبريدم

اگر ز خلق ملامت وگر ز کرده ندامت

کشيدم از تو کشيدم،شنيدم از تو شنيدم

کی ام؟شکوفهء اشکی که در هوای تو هر شب

ز چشم ناله شکفتم به روی شکوه دويدم

مرا نصيب غم آمد به شادی همه عالم

چرا که از همه عالم محبت تو گزيدم

چو شمع خنده نکردی مگر به روز سياهم

چو بخت جلوه نکردی مگر زموی سپيدم

به جز وفا و عنايت نماند در همه عالم

ندامتی که نبردم ملامتی که نديدم

نبود از تو گريزی چنين که بار غم دل

ز دست شکوه گرفتم به دوش ناله کشيدم

جوانيم به سمند شتاب می شد و از پی

چو گرد در قدم او دويدم و نرسيدم

به روی بخت ز ديده،ز چهر عمر به گردون

گهی چو اشک نشستم،گهی چو رنگ پريدم

وفا نکردی و کردم،به سر نبردی و بردم

ثبات عهد مرا ديدی ای فروغ اميدم


مهرداد اوستا

1 Comments:

Post a Comment

<< Home