RECENT POEM OF BOROUJERDشعر معاصر بروجرد: 01/01/2005 - 02/01/2005

RECENT POEM OF BOROUJERDشعر معاصر بروجرد

Friday, January 14, 2005

مادر

"معناي عشق"
>

مادر اي سايه‏ي الطاف خدا
اي سراسر همه مهر
اي دل انگيزترين معني عشق
اي كه يادت همه آرامش من
اي وجودت همه خواهش من

تو نمايانگر الطاف خدايي مادر
مروه و حج و صفايي مادر
زير پاي تو بهشت است بهشت
باز هم طفل توام
هرچه كردم
چه زيبا و چه زشت

دست تو گرمترين گرمي مهر
مهر تو پاكترين معني عشق
نفست رايحه‏ي ريحان است
ديدن روي نكويت مادر
همه درد مرا درمان است

ورد زير لب تو ذكر دعاست
خانه با بودن تو
بهترين باغ دل انگيز خداست


پاكتر از همه پاكي هايي
خوبتر ازهمه خوبي هايي
با صفاتر ز همه دنيايي

مادرم
مادر خوبم بخدا
دفتر عمر مرا
تو چو شيرازه‏ي هستي هستي
تو سزاوار چه هستي
همه چيز
من چه دارم كه تو را زيبد
هيچ

سايه لطف خدايي مادر
معني عشق و وفايي مادر
شعر من درخور تفسيرت نيست
اوج مهري و صفايي مادر




حميد رحماني

Monday, January 10, 2005

پریچهره

ای پریچهره پر ناز کجا هستی تو
مطرب شوخ طربساز کجا هستی تو

عاشق زار تو مدهوش و توئی ناپیدا
دلبر عقل برانداز کجا هستی تو

ای که میدان دلم عرصه و جولانگاهت
توسن سرکش تکتاز کجا هستی تو

جان بیمار مرا نیست دوایی دیگر
وصل تو می کند اعجاز کجا هستی تو

چمن و باغ و در و دشت ندارد رونق
بی تو ای سرو سرافراز کجا هستی تو

بی می ناب لبت عاقبتِ کار شدم
با می و میکده دمساز کجا هستی تو

گوشه چشم فریبای تو و اشک سعید
عاقبت فاش کند راز کجا هستی تو

اگر این غصه هجران تو گیرد پایان
شادی ام می شود آغاز کجا هستی تو

سعید – بهمن 74

Tuesday, January 04, 2005

در وصف بروجرد

بروجرد بهاري استثنايي دارد كه براستي تحسين برانگيز و منحصر به فرد است. در كتابهاي تاريخي آمده كه ناصر الدين شاه علاقه خاصي به اين شهر داشته و چند باري به آنجا نزول اجلال ! فرموده است. البته وي طبع شعر خوبي هم داشته و شعر معروف « عشق بازي كار هر شياد نيست...» از سروده هاي اوست. بيت ذيل را ناصر الدين شاه در وصف بروجرد سروده است
گر چه سپاهان بهشت روي زمين است
ليك نيرزد به يك بهار بروجرد
بيت مذكور در منطقه محبوبيت زيادي دارد. قاآني اين بيت را تضمين كرده و شعر بلندي سروده كه من چند بيت آن را در ذهن دارم:
آمده هركس در ديار بروجرد
داده دل و گشته بي قرار بروجرد
....ليك شود سير زجان هر كه ببيند
فصل زمستان جانشكار بروجرد
بر اثر برف و باد و موسم سرما
تيره و تار است روزگار
بروجرد ديو سپيد است يا مصيبت عظما
يا كه بود برف بي شمار بروجرد
....گفت يكي بيت نغز ناصر دين شه
تا ببري پي به اعتبار بروجرد
« گرچه سپاهان بهشت روي زمين است
ليك نيرزد به يك بهار بروجرد»
متن كامل شعر در كتاب « تاريخ بروجرد» نوشته غلامحسين مولانا موجود است. البته در سالهاي اخير از اين برف و سرمايي كه براي ما حكايت مي كنند خبري نيست.
ايران پور


Saturday, January 01, 2005

Darya

دريا

چشم تو دريايي است
بيكران پاك بزرگ
و پر از موج لطيف
موج درياي تو تا عمق وجودم جريان مي‏يابد

دل به دريا زده‏ام
يا به دريا يشوم غرقه ويا گوهري خواهم يافت
گوهري ناب كه اكسير من است.

پشت دريا شهري است
آن چناني است كه سهراب بگفت
"پشت دريا شهري است
قايقي بايد ساخت"

پشت درياي تو يك حس لطيف است ،لطيف
پشت درياي تو يك جاذبه جادويي است.

قايقي خواهم ساخت
خواهم انداخت به آب
و در اين دريا من
همه عمر سفر خواهم كرد.
حميد رحماني