RECENT POEM OF BOROUJERDشعر معاصر بروجرد: YALDA

RECENT POEM OF BOROUJERDشعر معاصر بروجرد

Saturday, December 18, 2004

YALDA

"يلدا"

شبي از شبها نامش يلداست
پر هياهو و پر از جنجال است
شب طولاني سال شب ميلاد زمستان باشد


و همه مردم اين شهر بزرگ
در دل اين شب طولاني و سرد
خانه هاي خود را
گرم از صحبت شادي بكنند

- همگي خوشحالند
- همگي مي خندند


آن يكي شعر زحافظ خواند
وآن يكي جك زفلاني راند
ديگري شعبده بازي بكند
و يكي روده درازي بكند
و شكمها همه لبريز شود
از آجيل ، از شيريني ، از ميوه

و يكي زين همه آيا دانند
- شادي امشب آنها ز چه روست
مگر امشب چه شده
يا چه فرقي باشد
- بين امشب و شبان ديگر
آري امشب شب يلدا باشد
شب طولاني سال
شب ميلاد زمستان باشد

***

و يكي زين همه آيا دانند
كه به يك گوشه از اين شهر بزرگ
طفل معصوم يتيمي امشب
- خفته است بي آنكه
- لقمه ناني بخورد
او بخوابش امشب گل سرخي بيند ، كه زدستان پدر مي چيند
و همين شادي او در شب يلدا باشد

***

در دل اين شب طولاني و سرد
نو عروس سحر آن سيمين تن
- گشته است زنداني
"مرغ ناله تلخي سر كن"
شايد از ناله تو
دل اين تيره شب يلدا نام
- متأثر بشود و تكاني بخورد
شايد آن پاكترين پاك ، سحر
بگريزد ز دژ اين شب طولاني و سرد
تا فروريزد ديوار بلند يلدا
- و سحر
بدهد بر ما از آمدن "مهر" نويد
و گريزان شود اين تاريكي
تاكه تابد خورشيد
و دهد هديه أي از نور خودش بر هر كس
- رايگان و متساوي و بي هيچ در
يغ

"مرغ حق ناله تلخي سر كن"
- شايد از ناله تو
دل اين تيره شب يلدا نام
متأثر بشود و تكاني بخورد
- تا فروريزد ديوار بلند يلدا
حميد رحماني

1 Comments:

  • At 11:00 PM, Blogger saeid said…

    شعر شب يلدا هم براي خودش خاطره اي است. زمان چه زود مي گذره. انگار همين ده سال پيش بود

    سعيد

     

Post a Comment

<< Home