RECENT POEM OF BOROUJERDشعر معاصر بروجرد: 08/01/2004 - 09/01/2004

RECENT POEM OF BOROUJERDشعر معاصر بروجرد

Sunday, August 29, 2004

يا علي

شكوفه غدير

هو يا علي ، مولا علي
هو لا فتي الا علي
لاسيف الا ذوالفقار


اي ذوالفقارت شب شكن
اي هيبتت دشمن فكن
بر قلب ما نوري فكن
هو مرد مردان يا علي


ا ي آيت رب جلي
قلبم زعشقت منجلي
تنها تويي ما را ولي
هو مرد مردان يا علي


تو شير مرد خيبري
بعد از محمد (ص) رهبري
از دل قرارم مي‏بري
هو مرد مردان ياعلي


اي برشكفته در غدير
اي يار مظلومان امير
مولا بيا دستم بگير
هو مرد مردان ياعلي


سر خداوند عليم
رمز صراط مستقيم
جنات و دوزخ را قسيم
هو مرد مردان يا علي

Wednesday, August 25, 2004

سفارش

سفارش

باده ارغوانی بیاور
مستی جاودانی بیاور

از گلستان قلبت برایم
یک بغل مهربانی بیاور
یک بغل مهربانی چو آیی
با خودت ارمغانی بیاور

خسته ام از جفای زمانه
شور و شوق جوانی بیاور
کینه ها را همانجا رها کن
همدلی ، همزبانی بیاور

عشق و دلدادگی شور و مستی
هر قدرمی توانی بیاور
جاده های زمینی خرابند
از رهی آسمانی بیاور

چیز دیگر به خاطر ندارم
خود بیا، وآنچه دانی بیاور
سعید – شهریور هشتاد و سه

Thursday, August 12, 2004

از درد سخن گفتن





باز آی که چون برگ خزانم رخ زردی ست
با یاد تو دمساز دل من دم سردی ست
گر رو به تو آورده ام از روی نیازی ست
ور دردسری می دهمت از سر دردی ست
از راهروان سفر عشق در این دشت
گلگون سرشکی ست اگر راهنوردی ست
در عرصه اندیشه من با که توان گفت
سرگشته جه فریادی و خونین چه نبردی ست
غمخوار بجز درد و وفادار بحز درد
جز درد که دانست که این مرد چه مردی ست
از درد سخن گفتن و از درد شنیدن
با مردم بی درد ندانی که چه دردی ست
چون جام شغق موج زند خون به دل من
با این همه دور از تو مرا چهره زردی ست
از لاله بشکفته در دامن این کوه
هر لاله نشان قدم راهنوردی ست
با خون شهیدی ست که جوشد ز دل خاک
هر جا که در آغوش صبا غنچه وردی ست

مهرداد اوستا

Wednesday, August 11, 2004

شاعر دردها

محمدرضا رحمانی معروف به مهرداد اوستا در بهمن ماه هزار و سیصد و هشت در بروجرد به دنیا آمد و دوران کودکی و نوجوانی خود را در این شهر سپری کرد. در سال هزار و سیصد و بیست در تهران در یکی از دبیرستان های شبانه به ادامه تحصیل پرداخت و در سال 1327 موفق شد در رشته ادبی دیپلم بگیرد.

در این سال همزمان با ورود به دانشکده ی معقول و منقول دانشگاه تهران به استخدام آموزش و پرورش درآمد و به عنوان مسئول سامان دادن به کتابخانه های موجود و مقالات و کتب ادبی این وزارتخانه و نیز دبیر در چندین دبیرستان تهران به فعالیت پرداخت. در سال هزار و سیصد سی با کسب مدرک کارشناسی در رشته ی معقول و منقول به ادامه ی تحصیل رشته ی فلسفه در دانشگاه تهران پرداخت.
مهرداد اوستا در سالهای 1333 و 1345 دو بار ازدواج کرد که حاصل آن یک پسر و سه دختر بود. استاد اوستا ضمن تدریس در دانشگاه تهران سفرهای متعددی را به کشورهای مختلف انجام داد و آثار و اشعار ارزشمندی از خود بر جای نهاد. سرانجام در سال 1370 در سن 62 سالگی در اثر عارضه قلبی در گذشت و پیکر وی در قطعه مشاهیر ادب و هنر ایران در تهران به خاک سپرده شد.

اوستا از شاعران و مدرسان برجسته زمان معاصر بود و وی را بزرگترین قصیده سرای معاصر نام نهاده اند. برخی کتابهای وی به دلایل سیاسی ممنوعیت انتشار یافتند و در دهه پنجاه مدتی ممنوع القلم بود. ادبیات فارسی، فلسفه ، تاریخ هنر، روش تحقیق هنری، ادبیات جهان، ادبیات دراماتیک، زیبایی شناسی و تاریخ موسیقی از جمله دروس تدرییس شده توسط وی در دانشگاههای مختلف است. این شاعر بزرگ چندان که باید و شاید شناسانده نشده است. برخی آثار وی عبارتند از:


تصحیح دیوان سلمان ساوجی وچاپ آن انتشارات زوار- 1332

رساله ای در فلسفه ، منطق ، روانشانسی و اخلاق انتشارات زوار- 1333

عقل واشراق انتشارات زوار - 1334

رسایل خیام ( نوروزنامه ـ رساله ی وجود ) با مقدمه و تحقیق در زندگی وی1335

ازکاروان رفته. انجمن ادبی حافظ ناشر زوار- 1339
پالیزبان1342

حماسه آرش (منظومه معروف شاعر) چاپخانه خراسان ـ مشهد- 1344

ازامروز تا هرگز( مجموعه داستان های کوتاه) انتشارات ابن سینا - 1349

دفتر شعر « شراب خانگی ترس محتسب خورده » انتشارات زوار - 1351

تیرانا انتشارات زوار- 1352

امام حماسه ای دیگر انتشارات حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی - 1360

Monday, August 09, 2004

چه می خواهی ز جان من


بگو ای بی وفا دیگر چه می خواهی ز جان من
رسیده داغ زخم تو به مغز استخوان من
فغان از آن دل سنگت که عمری در پی اش بودم
که از جورش به پیری رفت آن بخت جوان من
به عمری بر سر کویت نشستم تا مه رویت
شود پیدا و نورانی بگردد آسمان من
چه شد مهر و وفای توچه شد لطف و صفای تو
کنون جور و جفای تو برنجاند روان من
به روی عشق در بستی و با نا اهل بنشستی
به پیشت آمدم جستی چو تیری از کمان من
ز سیمای تو زیبا تر ز چشم تو فریبا تر
ز بالای تو رعنا تر نبود اندر گمان من
همه هستی فدا کردم مگر با من شوی همدم
نگشتی همدم و آتش زدی بر خانمان من
شدی همدوش خار و خس نشستی با کس و ناکس
دگر جور تو باشد بس به جان ناتوان من
به جان من زدی دردی اسیر غربتم کردی
بگو ای بی وفا دیگر چه می خواهی زجان من

سعید

تقدیم به او که خواهد آمد

براي او كه خواهد آمد
********************************
به نگاهت سوگند
و به چشمان پر از عاطفه ات
كه من خسته درمانده به راه
به تو محتاج ترم
زهوا ، زنسيم
و زيك سجده طولاني پر راز ونياز
***
به حريم سخن عشق كه حرمت دارد
به سكوتي كه غروب غم غربت دارد
به صفايي كه زمان لحظه قربت دارد

به همه پاكي يك قطره اشك
به ستاره ، به زمين
به گل نرگس و آلاله و سوسن سوگند

"ديدن روي تو ديدن دارد"

من كه در سردي تنهايي خويش
گرمي مهر زتو مي جويم
من كه آسيمه و سرگشته به راه
راه در چشمه نورت جويم
به تو محتاج ترم
من كه در سبزي چشم تو خودم را ديدم
من كه با عطر نفس هاي تو سرشارترم
به تو محتاج ترم
در وجودم جريان دارد مهر
غليان دارد عشق

مي تراود زوجودم مهتاب
كاش يك لحظه تو را مي ديدم
من كه هر لحظه به تو محتاجم به تو محتاج ترم
حمید رحمانی

حرف اول

با سلام و تبریک به شما به خاطر راه اندازی این سایت ، امیدوارم من هم بتوانم همکاری مناسبی با شما داشته باشم

Friday, August 06, 2004

تولد حضرت فاطمه زهرا (س) مبارك باد

شميم و عطر جانبخش گل پيغمبري آمد
به باغ مصطفي زيبا گل نيلوفري آمد
زمين آسمان غرق صفا و نور و شادي شد
براي مرد و زن جانا چه نيكو رهبري آمد
حميد رحماني

Sunday, August 01, 2004

مادر


"معناي عشق"

مادر اي سايه‏ي الطاف خدا
اي سراسر همه مهر
اي دل انگيزترين معني عشق
اي كه يادت همه آرامش من
اي وجودت همه خواهش من
تو نمايانگر الطاف خدايي مادر
مروه و حج و صفايي مادر
زير پاي تو بهشت است بهشت
باز هم طفل توام
هرچه كردم
چه زيبا و چه زشت
دست تو گرمترين گرمي مهر
مهر تو پاكترين معني عشق
نفست رايحه‏ي ريحان است
ديدن روي نكويت مادر
همه درد مرا درمان است
ورد زير لب تو ذكر دعاست
خانه با بودن تو
بهترين باغ دل انگيز خداست
پاكتر از همه پاكي هايي
خوبتر ازهمه خوبي هايي
با صفاتر ز همه دنيايي

مادرم
مادر خوبم بخدا
دفتر عمر مرا
تو چو شيرازه‏ي هستي هستي
تو سزاوار چه هستي
همه چيز
من چه دارم كه تو را زيبد
هيچ
سايه لطف خدايي مادر
معني عشق و وفايي مادر
شعر من درخور تفسيرت نيست
اوج مهري و صفايي مادر
.


حميد رحماني (روز مادر بر همه مادران ايراني خصوصا مادران بروجردي مبارك باد)